اشک های من می ریزد... بدون دغدغه و ترس... اشک های من فریاد می کشد... بلند... رسا... شجاع... اشک های من می گرید... تلخ... شور... بلور... نفسم بالا نمی آید...و چشمانم نگران خاکی است که به غم نشسته می خروشد...
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22:13 توسط ندا عسگری
|